احمد غزالى

37

مكاتبات خواجه احمد غزالى با عين القضات همدانى ( فارسى )

فصل ( 2 ) [ كمال ذكر قدسى آن بود كه حروف او ولايت زبان را فروگيرد ] كمال ذكر قدسى آن بود كه حروف او ولايت زبان را فروگيرد و هيبت او دل را از خواطر باز دارد و سياست او نفس را از امانى باز دارد . تا چنين نشود زبان را خاموش نشايد كرد كه بيم بود كه چون حارس از بام دل فروآيد دزد در شود و نقد غارت كند . اگر وقتى از دل خلوتى يا بى به خود آميخته مكن . تو خاموش گرد و مراقبى متوارى مىباش . اگر غيرى تاختن آرد ، با سر وقت ذكر رو كه حد كسب اهل طريقت ازين بيشتر نيست . * * *

--> ( 39 ) - فصل B : - M - - ( 41 ) - ذكر B : ذكرى M - - حروف او M : - B - - ( 42 ) - گيرد B : بگيرد M - - ( 42 - 43 ) و سياست . . . بازدارد B : - M - - ( 43 ) - نشايد B : نبايد M - - كه بيم بود B : - M - - ( 44 ) - فروآيد M : درآيد B - - درشود M : دور شود B - - ( 46 ) - و مراقبى متوارى B : و متوارى و مراقب M - - سر وقت M : سر نقد B - - ( 47 ) - رو M : رود B - -